لعنت به اشک‌هات | بلاگ

لعنت به اشک‌هات

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

گریه می کرد. می گفت من بیدار بودم و صداش رو شنیدم. اما از عمد نرفتم شیر آب رو براش باز کنم. می فهمید؟ شیر آب! گریه می کرد! و من لابد خونخوار عوضی داستان بودم...

 

+ دایی هرگز برای اون یه خونه‌ی دوبلکس نمی گرفت. کاش یکم کمتر منت بزاره، کمتر آزار بده و کمی شعور داشته باشه.
+ خدایا به من پول و توانایی گرفتن یه خونه بده. از منت و آزارهای بابام و مادربزرگم خستم.

...
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 23 مرداد 1397 ساعت: 19:40